دو معدن متفاوت؛ دو سرنوشت متفاوت ؛ گلگهر در آسیا ؛مس در لیگ یک

دو معدن متفاوت؛ دو سرنوشت متفاوت ؛ گلگهر در آسیا ؛مس در لیگ یک

مجتبی نقی‌زاده | سازش خبر

گاهی فوتبال، آینه‌ای از مدیریت است. نود دقیقه مسابقه، فقط بخشی از داستان را روایت می‌کند؛ بخش مهم‌تر، در اتاق‌های تصمیم‌گیری رقم می‌خورد. امروز اگر گل‌گهر سیرجان در آستانه حضور در رقابت‌های آسیایی قرار گرفته و مس رفسنجان به لیگ دسته اول سقوط کرده است، باید پاسخ را فراتر از زمین مسابقه جست‌وجو کرد.

هر دو باشگاه از دل صنعت متولد شدند. هر دو از ظرفیت اقتصادی قابل توجهی برخوردار بودند و هر دو نماینده استان کرمان در بالاترین سطح فوتبال ایران شدند. اما امروز، فاصله میان آن‌ها تنها چند امتیاز نیست؛ فاصله میان دو نوع نگاه به مدیریت فوتبال است.

مس رفسنجان زمانی نمادِ یک پروژه موفق بود. تیمی که با برنامه به لیگ برتر آمد، برابر مدعیان ایستاد و حتی رؤیای کسب سهمیه آسیایی را در ذهن هواداران زنده کرد. اما همان باشگاه، آرام‌آرام وارد چرخه‌ای شد که در فوتبال حرفه‌ای معمولاً پایان خوشی ندارد؛ چرخه تغییرات مداوم، تصمیم‌های مقطعی و از دست رفتن ثبات.

در سال‌های اخیر، تغییر مدیران، جابه‌جایی اعضای هیئت‌مدیره، تغییر سرمربیان و دگرگونی مداوم سیاست‌های نقل‌وانتقالاتی، اجازه نداد یک پروژه بلندمدت شکل بگیرد. هر مدیر با برنامه‌ای تازه آمد، اما پیش از آنکه نتایج برنامه‌اش مشخص شود، جای خود را به مدیر بعدی داد. در چنین فضایی، نه مربی فرصت ساختن پیدا می‌کند و نه بازیکن احساس امنیت حرفه‌ای خواهد داشت.

فوتبال حرفه‌ای بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. ثبات به معنای مقاومت در برابر نقد نیست، بلکه یعنی داشتن نقشه راهی که با هر نتیجه و هر فشار بیرونی تغییر نکند. این همان نقطه‌ای است که گل‌گهر در سال‌های اخیر بهتر از مس عمل کرده است.

البته منصفانه نیست که همه مسئولیت سقوط را متوجه یک نفر یا یک دوره مدیریتی بدانیم. سقوط یک تیم، حاصل مجموعه‌ای از عوامل است؛ از عملکرد فنی و نقل‌وانتقالات گرفته تا تصمیم‌های مدیریتی و شرایط مسابقات. اما آنچه نمی‌توان نادیده گرفت، این است که مدیریت باشگاه باید بتواند این عوامل را کنترل و هماهنگ کند؛ اگر چنین اتفاقی نیفتد، بحران به‌تدریج به بخشی از هویت تیم تبدیل می‌شود.

شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که رفسنجان، شهری با ظرفیت اقتصادی، صنعتی و فوتبالی بالا، امروز به جای برنامه‌ریزی برای رقابت با بزرگان فوتبال ایران، باید به فکر بازگشت از لیگ دسته اول باشد. این اتفاق فقط یک شکست ورزشی نیست؛ زنگ خطری برای همه کسانی است که در سال‌های اخیر در قبال آینده باشگاه مسئولیت داشته‌اند.

هواداران مس، بیش از هر چیز، شفافیت می‌خواهند. می‌خواهند بدانند چه تصمیم‌هایی گرفته شد، چه برنامه‌هایی اجرا نشد، چرا ثبات از بین رفت و چه کسانی مسئول این وضعیت هستند. پاسخ‌گویی، نخستین گام برای بازسازی اعتماد از دست‌رفته است.

بازگشت مس رفسنجان به لیگ برتر، غیرممکن نیست. تاریخ فوتبال ایران نشان داده تیم‌های بزرگی پس از سقوط دوباره برخاسته‌اند. اما این بازگشت، تنها با تغییر نام‌ها و چهره‌ها اتفاق نخواهد افتاد؛ نیازمند تغییر نگاه است. باشگاهی که می‌خواهد دوباره قد علم کند، باید به جای تصمیم‌های کوتاه‌مدت، بر ساختار، آکادمی، ثبات مدیریتی، شایسته‌سالاری و برنامه‌ریزی بلندمدت و دور از دخالت های سیاسیون و دلالان تکیه کند.

امروز گل‌گهر پاداش ثبات را می‌گیرد و مس رفسنجان هزینه بی‌ثباتی را می‌پردازد. این شاید مهم‌ترین درس فوتبال کرمان در سالی باشد که با دو سرنوشت کاملاً متفاوت به پایان رسید.

اما سؤال اصلی : چرا یک باشگاه توانست از فرصت‌های خود استفاده کند و دیگری با وجود ظرفیت‌های مشابه، به نقطه سقوط رسید؟پاسخ را باید در مجموعه‌ای از تصمیم‌ها جست‌وجو کرد؛ تصمیم‌هایی که نه در ۹۰ دقیقه مسابقه، بلکه در سال‌های قبل گرفته شدند.

۱:مس رفسنجان؛ از شگفتی لیگ برتر تا بحران هویت مس رفسنجان زمانی داستان موفقیت بود. تیمی که با برنامه‌ریزی از لیگ‌های پایین‌تر بالا آمد و در نخستین فصل حضورش در لیگ برتر نشان داد می‌تواند فراتر از یک تیم تازه‌وارد ظاهر شود.این تیم با حفظ بخش مهمی از اسکلت خود، استفاده از بازیکنان باانگیزه و داشتن یک ساختار فنی مشخص، توانست مقابل بسیاری از تیم‌های بزرگ فوتبال ایران رقابت کند.اما موفقیت اولیه یک خطر هم دارد؛ اینکه تصور شود مسیر موفقیت بدون حفظ همان اصول ادامه پیدا خواهد کرد.مس رفسنجان به‌تدریج از مهم‌ترین سرمایه خود یعنی ثبات فاصله گرفت.

۲: بیماری مزمن فوتبال ایران؛ تغییرات مدیریتیی

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط بسیاری از باشگاه‌ها در فوتبال ایران، تغییرات مداوم مدیریتی و غیرغیرورزشی است.مدیری که می‌داند ممکن است چند ماه دیگر جای خود را به فرد دیگری بدهد، معمولاً به سمت تصمیم‌های کوتاه‌مدت می‌رود.مس رفسنجان در سال‌های اخیر با تغییرات مختلف مدیریتی مواجه شد. هر تغییر، نگاه جدیدی به باشگاه آورد؛ سیاست‌های قبلی اصلاح یا کنار گذاشته شد و پروژه‌ای که نیازمند زمان بود، بارها از ابتدا شروع شد.نتیجه این وضعیت چه بود؟نبود نقشه راه ثابت تغییر سیاست نقل‌وانتقالات تغییر نگاه به کادر فنی کاهش اعتماد میان هواداران و مدیریت باشگاه فوتبال مانند یک ساختمان است؛ اگر هر مدیری بخواهد نقشه ساختمان را عوض کند، هیچ‌گاه بنا به پایان نمی‌رسد.

۳: نیمکت لرزان؛ چرا مس هویت تاکتیکی پیدا نکرد؟

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بحران، تغییرات زیاد روی نیمکت است.مربی برای ساختن یک تیم نیازمند زمان است؛ زمان برای شناخت بازیکنان، اجرای تفکرات تاکتیکی و ایجاد هماهنگی.اما زمانی که یک تیم در فاصله‌های کوتاه مربی تغییر می‌دهد، معمولاً سه اتفاق رخ می‌دهد:

۱. بازیکنان دچار سردرگمی می‌شوند.

۲. سبک بازی تیم تغییر می‌کند.

۳. برنامه بلندمدت شکل نمی‌گیرد.

مس رفسنجان در مقاطعی با مربیان مختلف، ایده‌های متفاوتی را تجربه کرد؛ اما فرصت کافی برای تثبیت یک فلسفه مشخص فراهم نشد.در فوتبال حرفه‌ای، داشتن مربی خوب مهم است؛ اما داشتن ساختار فنی خوب مهم‌تر است.

۴:نقل‌وانتقالات؛ خرید بازیکن یا ساختن تیم؟

یکی از تفاوت‌های مهم تیم‌های موفق و ناموفق، نوع نگاه آن‌ها به نقل‌وانتقالات است.باشگاه موفق نمی‌پرسد: «کدام بازیکن مشهور را می‌توانیم جذب کنیم؟»بلکه می‌پرسد: «کدام بازیکن دقیقاً برای سیستم ما مناسب است؟»مس رفسنجان در برخی مقاطع، به جای ساختن یک تیم منسجم، به سمت تغییرات گسترده در فهرست بازیکنان رفت.ورود تعداد زیادی بازیکن جدید، خروج بازیکنان قبلی و تغییر مداوم ترکیب، باعث شد تیم کمتر فرصت پیدا کند تا شخصیت فوتبالی خود را بسازد.هزینه بالا همیشه به معنای موفقیت نیست؛ مهم‌تر از پول، نحوه خرج کردن آن است.

گل‌گهر؛ چرا مسیر سیرجان متفاوت شد؟

موفقیت گل‌گهر را نمی‌توان تنها به یک عامل نسبت داد.این باشگاه در چند محور مسیر متفاوتی را انتخاب کرد:

۱- نگاه بلندمدتگل‌گهر تلاش کرد باشگاه را فقط برای یک فصل نسازد، بلکه به دنبال ایجاد یک ساختار پایدار باشد.

۲- ثبات بیشترتغییرات کمتر و تصمیم‌گیری منظم‌تر، به این باشگاه اجازه داد برنامه‌های خود را دنبال کند.

۳- سرمایه‌گذاری در زیرساخت باشگاه‌هایی که آینده‌نگر هستند، فقط برای تیم بزرگسال هزینه نمی‌کنند؛ آن‌ها برای ساختن نسل بعدی بازیکنان برنامه دارند.

۴- تصمیم‌گیری فنی جذب مربی و بازیکن زمانی موفق است که با یک تفکر مشخص همراه باشد.

تفاوت اصلی؛ مدیریت فوتبال یا مدیریت بحران؟شاید مهم‌ترین تفاوت گل‌گهر و مس رفسنجان در یک جمله خلاصه شود:گل‌گهر تلاش کرد فوتبال را مدیریت کند؛ مس رفسنجان در سال‌های پایانی بیشتر درگیر مدیریت بحران شد.وقتی یک باشگاه دائماً درگیر حل مشکلات روزمره باشد، فرصت ساختن آینده را از دست می‌دهد.

نقش هواداران و سرمایه اجتماعی باشگاه

فوتبال فقط یک تیم نیست؛ یک سرمایه اجتماعی است.هواداران مس رفسنجان در سال‌های حضور این تیم در لیگ برتر، امید زیادی پیدا کردند. آن‌ها انتظار داشتند باشگاه به جایگاه بالاتری برسد.اما فاصله میان وعده‌ها و عملکرد، باعث کاهش اعتماد شد.بازسازی اعتماد، شاید سخت‌تر از بازسازی یک تیم باشد.

اشتباه بزرگ؛ تصور اینکه پول همه مشکلات را حل می‌کند

یکی از باورهای اشتباه در فوتبال ایران این است که بودجه بالا می‌تواند همه مشکلات را حل کند.اما تجربه بسیاری از باشگاه‌ها نشان داده است که پول بدون مدیریت، فقط هزینه شکست را افزایش می‌دهد.باشگاهی که میلیاردها تومان برای قرارداد بازیکن و مربی هزینه می‌کند، اما ساختار فنی و مدیریتی مشخصی ندارد، در نهایت با بحران بزرگ‌تری روبه‌رو می‌شود.مس رفسنجان نیز مانند بسیاری از تیم‌های صنعتی، از ظرفیت اقتصادی برخوردار بود؛ اما سؤال مهم این است:آیا منابع مالی به بهترین شکل ممکن تبدیل به موفقیت ورزشی شد؟

آکادمی؛ سرمایه‌ای که نباید فراموش شود/ درختی در چهار سال میوه نداد دیگه میوه نخواهد داد؛ باید بریده و اصلاح شود

یکی از تفاوت‌های باشگاه‌های حرفه‌ای با تیم‌های صرفاً نتیجه‌گرا، نگاه آن‌ها به فوتبال پایه است.باشگاه‌هایی که موفقیت پایدار دارند، هر سال بخشی از نیازهای خود را از آکادمی تأمین می‌کنند.

بازیکن جوان:هزینه کمتری داردانگیزه بیشتری داردارتباط بیشتری با هوادار ایجاد می‌کندسرمایه آینده باشگاه محسوب می‌شودرفسنجان یکی از قطب‌های فوتبال استان کرمان است و استعدادهای زیادی در این منطقه وجود دارد. اما سؤال این است که چه میزان از این ظرفیت به تیم بزرگسالان راه پیدا کرده است؟اگر باشگاه فقط مصرف‌کننده بازیکن باشد، همیشه وابسته به بازار نقل‌وانتقالات خواهد بود. مسئولان و مربیان آکادمی چه خروجی داشتند و چند بازیکن را از رده های نونهالان به رده های بالاتر و در نهایت چند بازیکن را به بزرگسالان معرفی کردند؟ نتابج تیم های آکادمی در این سالها چه بود؟ آیا معاون فنی باشگاه و مدیران آکادمی حاضرند در مقابل دوربین خبرنگاران شفاف توضیح دهند تا مردم واقعیت را بدانند؟ چرا آکادمی بلوچ چابهار با کمترین امکانات در رفسنجان قهرمان می شود و صعود می کند و ۲ نوجوان را به تیم ملی می فرستد اما آکادمی رفسنجان با بهترین امکانات چه خروجی داشته است؟

به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت…

نقش مدیران غیرورزشی در سرنوشت باشگاه‌ها

یکی از چالش‌های همیشگی فوتبال ایران، ورود تصمیم‌گیرانی است که تجربه کافی در مدیریت ورزشی ندارند.مدیریت یک باشگاه فوتبال، فقط مدیریت مالی یا اداری نیست.مدیر فوتبال باید فوتبالی باشد نه تهیه کننده سینما و کارمند روابط عمومی باید مدیر فوتبالی باشد تا بداند:چگونه مدیر فنی انتخاب کند؟چگونه قرارداد ببندد؟چگونه بحران رسانه‌ای را کنترل کند؟چگونه بین نتیجه کوتاه‌مدت و آینده باشگاه تعادل ایجاد کند؟تصمیم‌های اشتباه مدیریتی ممکن است ماه‌ها بعد خود را نشان دهد؛ زمانی که دیگر جبران آن دشوار شده است نه مدیری که درگیر سینما بوده یا مدیری روابط عمومی یک ارگان بوده در آخر ادعا کرده من قبول نمیکردم بلکه به زور آمدم!!! تحویل گرفتن ارگانی که نه شناختی دارد نه علاقه ای به آن خیانت است نه خدمت.

راه نجات مس رفسنجان چیست؟

بازگشت به لیگ برتر فقط با تغییر چند بازیکن یا انتخاب یک مربی جدید امکان‌پذیر نیست.مس نیازمند یک برنامه کامل است:انتخاب مدیران متخصص فوتبال ایجاد ثبات حداقل چندساله ؛ تغییر در ساختار باشگاه در بخش های مختلفی که در این سالها ضعیف عمل کردند ؛تعریف ساختار فنی مشخص توجه و تغییر در ساختار آکادمی باشگاه؛ استفاده از نیروهای بومی متخصص و دلسوز نه منفعت طلب ؛شفافیت مالی و مدیریتی و پایان دادن به تصمیم‌های مقطعی

هیئت‌مدیره؛ ناظر یا تصمیم‌گیر؟

یکی از پرسش‌های مهم در هر باشگاه حرفه‌ای، نقش هیئت‌مدیره است.هیئت‌مدیره وظیفه دارد:مسیر کلان باشگاه را مشخص کندعملکرد مدیرعامل را ارزیابی کنداز تصمیم‌های پرریسک جلوگیری کندبر هزینه‌ها و قراردادها نظارت داشته باشداما زمانی که هیئت‌مدیره دائماً تغییر کند یا نگاه آن کوتاه‌مدت باشد، باشگاه نیز دچار بی‌ثباتی می‌شود.باشگاه فوتبال نیازمند هیئت‌مدیره‌ای است که فقط در زمان بحران وارد عمل نشود؛ بلکه قبل از ایجاد بحران، نشانه‌ها را ببیند.

مدیرعامل؛ مسئول ساختن یک سیستم در فوتبال مدرن،

مدیرعامل فقط مسئول امضای قرارداد نیست.مدیرعامل موفق باید بتواند:مدیر فنی مناسب ؛ دلسوز و فنی انتخاب کند و مدیرفنی که ضعیف عمل کرده را هر چه زودتر اخراج کند زیراماندن چنین مدیرفتی که ضعیف عمل کرده بودنش در باشگاه حتی یک روز ممکن است با تصمیمان و مشاوره های غلط یک دوره مدیدیتی و انتصاب های اشتباه را رقم بزند و ماهه ها مجدد باشگاه درگیر همان انتصاب ها باشد.

مدیرعامل باید رابطه درست میان مدیریت و کادر فنی ایجاد کندمنابع مالی را هدفمند هزینه کندبرای آینده باشگاه برنامه داشته باشدیکی از مشکلات رایج در فوتبال ایران این است که گاهی مدیرعامل با هدف نتیجه فوری انتخاب می‌شود، نه ساختن یک مجموعه پایدار.نتیجه این نگاه، تصمیم‌هایی است که برای نجات امروز گرفته می‌شوند، اما مشکلات فردا را بزرگ‌تر می‌کنند.

کادر فنی؛ قربانی یا عامل بحران؟

تحلیل منصفانه نیازمند آن است که همه عوامل دیده شوند.سرمربی همیشه یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت یا شکست است، اما مربی بدون حمایت مدیریتی و ساختار مناسب نمی‌تواند معجزه کند.تغییرات متعدد روی نیمکت مس باعث شد هر مربی زمان محدودی برای اجرای تفکرات خود داشته باشد.از سوی دیگر، انتخاب مربی باید بر اساس فلسفه باشگاه باشد، نه فقط برای خروج از بحران کوتاه‌مدت.باشگاهی که هر فصل با تغییر مربی شروع کند، عملاً دوباره‌سازی را تجربه می‌کند.

رسانه و ارتباط با هوادار؛ سکوتی که هزینه دارد

یکی از درس‌های مهم فوتبال حرفه‌ای، اهمیت ارتباطات است.باشگاهی که در شرایط بحرانی سکوت می‌کند، مانند قرارداد ۵ میلیاردی تفکری مدیرعامل فعلی باشگاه یا ادعای محمد مومنی مدیرعامل سابق فضای شایعه را افزایش می‌دهد.

هوادار حق دارد بداند:برنامه باشگاه چیست؟چرا تصمیمی گرفته شده؟آینده تیم چگونه خواهد بود؟روابط عمومی یک باشگاه فقط منتشرکننده خبر نیست؛ پل ارتباطی میان باشگاه و جامعه است.نبود ارتباط مؤثر، حتی مشکلات کوچک را به بحران بزرگ تبدیل می‌کند.

سؤال‌های بدون پاسخ سقوط مس رفسنجان پرسش‌های مهمی ایجاد کرده است:

۱- چرا باشگاهی با امکانات و ظرفیت اقتصادی مناسب نتوانست ثبات مدیریتی ایجاد کند؟

۲- چرا تغییرات مداوم مدیریتی و فنی به یک روند تبدیل شد؟

۳- آیا هزینه‌های انجام‌شده متناسب با خروجی فنی بود؟

۴- چرا ظرفیت بازیکنان بومی و آکادمی کمتر مورد استفاده قرار گرفت؟

۵- چه برنامه‌ای برای بازگشت دوباره وجود دارد؟پاسخ به این پرسش‌ها، مقدمه بازسازی اعتماد است.

نسخه بازگشت؛ مس چگونه دوباره ساخته شود؟

بازگشت مس رفسنجان نیازمند یک پروژه واقعی است، نه یک تصمیم احساسی.

گام اول: ثبات مدیریتی حداقل چند سال فرصت برای اجرای برنامه. (البته مدیری قوی و ورزشی که توان تغییرات داشته باشد و افراد ورزشی و متخصص در باشگاه ورود کنند و نتایج مثبت را مردم ببینند)

گام دوم: انتخاب مدیران متخصص افرادی که فوتبال را بشناسند، نه فقط مدیریت اداری را.

گام سوم: تشکیل کمیته فنی قدرتمندتصمیم‌گیری درباره مربی و بازیکن باید تخصصی باشد.

گام چهارم: بازسازی آکادمی ساختن بازیکن به جای خرید دائمی.

گام پنجم: شفافیت اعلام اهداف، هزینه‌ها و برنامه‌ها به هواداران

و کلام آخر

مس رفسنجان قربانی یک اشتباه نبود؛ قربانی یک مسیر اشتباه شد.مسیرهایی که با تغییرات زیاد، بودن افراد بدون تخصص و پرادعا و چرب زبون؛ تصمیم‌های کوتاه‌مدت و نبود برنامه بلندمدت، آرام‌آرام فاصله تیم را با جایگاه واقعی‌اش بیشتر کرد.اما سقوط می‌تواند پایان نباشد.بسیاری از باشگاه‌های بزرگ پس از سقوط، با اصلاح ساختار بازگشته‌اند. شرط آن، پذیرش اشتباهات و تغییر نگاه است.امروز سؤال اصلی برای مس رفسنجان این نیست که: «چه کسی مقصر سقوط بود؟»بلکه این است: «چه کسی مسئول ساختن دوباره آینده خواهد بود؟»

باید نشست و دید آیا تفکری بافقی می تواند مس رفسنجان را مجدد با تغییرات فنی و حرفه ای روزهای طلایی را رفسنجان و هواداران رقم بزند و نامش در تاریخ رفسنجان ماندگار شود یااینکه تفکری هم مسیر اشتباه مدیران قبلی را می رود و خیلی زود دوره مدیریتش به اتمام می رسد!!!



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *