کالبدشکافی بحران مس رفسنجان از مدیریت تا نیمکت؛ چرا تیمی که روزی شگفتیساز لیگ برتر بود، به آستانه سقوط رسید؟
گزارش ویژه سازش خبر رفسنجان / به قلم مجتبی نقی زاده
مس رفسنجان در نخستین سالهای حضور خود در لیگ برتر، با تکیه بر ثبات مدیریتی، انتخابهای مناسب در کادر فنی و جذب بازیکنان کارآمد، به یکی از تیمهای قابل احترام فوتبال ایران تبدیل شد.
تیمی که حتی سهمیه رقابتهای آسیایی را نیز در مقاطعی هدف قرار داده بود. در فصل ۱۴۰۴–۱۴۰۵ اما یکی از بحرانیترین دوران خود را تجربه کرد.این گزارش تلاش میکند بدون جانبداری، عوامل این اُفت را در پنج محور اصلی بررسی کند:مدیریت، هیئتمدیره، کادر فنی، نقلوانتقالات و عملکرد بازیکنان.
بخش اول
مدیریت باشگاه؛ بحران از کجا آغاز شد؟در فوتبال حرفهای، موفقیت یا شکست یک تیم تنها در زمین مسابقه رقم نمیخورد. تصمیمات مدیریتی، زمانبندی تغییرات، برنامهریزی مالی و نحوه حمایت از کادر فنی، نقش تعیینکنندهای در نتایج دارند.ورود یک مدیرعامل تهیه کننده سینما و بدون هیچ دانش از فوتبال حرفه ای و لیگ برتر نقطه شروع مس رفسنجان به بحران بود مدیری که نتوانست نه رضایت هواداران ؛ورزشکار مخصوصا فوتبالی ها را جذب کند؛ نه توانست با بودجه هایی که به باشگاه تزریق شد پروژه های ورزشگاه را تمام کند و نه توانست بدهی های باشگاه را حل کند. این روند مدیریت ادامه داشت با ورود مدیردن غیربومی که روز به روز بدتر شد.اما در فصل ۱۴۰۴–۱۴۰۵، مس رفسنجان با چند چالش مدیریتی روبهرو شد.
تغییرات در ساختار مدیریت باشگاه
واکنش دیرهنگام به نتایج ضعیف.
نبود برنامه شفاف رسانهای برای پاسخگویی به هواداران مهمترینش ضعف رسانه ای باشگاه مس رفسنجان بود که نتوانست با یک مدیریت قوی رسانه ای حواشی را کمتر کند یا کاری کند که هواداران را به ورزشگاه جذب کندتا از تیم حمایت کنند که مهترین ضعف هر مدیری همین رسانه ضعیف باشگاه بود.
تصمیمات متأخر در تغییر کادر فنی.این موارد سبب شد تیم فرصت کافی برای خروج از بحران را از دست بدهد.
ارزیابی سازش خبر: مدیریت در کنترل بحران موفق عمل نکرد و تصمیمات اصلاحی دیر اتخاذ شد.
نمره سازش خبر ۴ از ۱۰
بخش دوم
هیئتمدیره؛ سیاستگذاری یا مدیریت روزمره؟وظیفه هیئتمدیره، تعیین سیاستهای کلان و نظارت بر عملکرد باشگاه است.پرسشهای مهمی که همچنان مطرح هستند:آیا بودجه باشگاه مطابق نیازهای فنی هزینه شد؟آیا انتخاب سرمربیان بر اساس یک برنامه بلندمدت بود؟آیا اهداف مشخصی برای فصل تعیین شده بود؟هدف و خروجی افرادی که ادعای دلسوزی داشتند و از اداره خودمرخصی گرفتند و قرارداد چند صد میلیونی بستند چه بود و چه خروجی داشتند؟
مسئولان آکادمی و مربیان چه خروجی برای باشگاه و فوتبال رفسنجان داشتند؟پاسخ شفاف به این پرسشها از سوی باشگاه میتواند به ارزیابی دقیقتر عملکرد هیئتمدیره کمک کند.
نمره: ۳ از ۱۰
بخش سوم
دو سرمربی؛ دو تفکر متفاوت در یک فصل تغییر مکرر سرمربی باعث شد تیم فرصت رسیدن به ثبات تاکتیکی را نداشته باشد. رسول خطیبی تیم را بست اما به عقیده کارشناسان؛ بازیکنان با تجربه بودند اما خطیبی مربی نبود که نتیجه بگیرد. دومین سرمربی مجتبی جباری در شرایطی هدایت تیم را پذیرفت که مس در منطقه خطر قرار داشت. از نظر آماری، تیم در دوره او نیز نتوانست روندی پایدار در کسب امتیاز ایجاد کند.
نمره دو سرمربی در مجموع : ۴ از ۱۰
بخش چهارم
نقلوانتقالات؛ حلقه مفقوده موفقیت یکی از مهمترین انتقادها، عملکرد باشگاه در جذب و حفظ بازیکنان بود.برخی چالشها:نبود مهاجم گلزن با آمار مناسب.کمبود بازیکن خلاق در خط میانی.ضعف در جانشینسازی بازیکنان جداشده.ناهماهنگی میان سیاست جذب بازیکن و نیازهای کادر فنی.در فوتبال حرفهای، کیفیت نقلوانتقالات اغلب سرنوشت فصل را تعیین میکند و این بخش از نقاط قابل بررسی عملکرد باشگاه است.
نمره: ۳٫۵ از ۱۰
بخش پنجم
عملکرد بازیکنان عملکرد بازیکنان نیز در نتایج تیم نقش مهمی داشت.نکات قابل مشاهده:از دست رفتن موقعیتهای گل.اشتباهات فردی در برخی مسابقات.افت تمرکز در دقایق پایانی.نوسان عملکرد در بازیهای خانگی.در مقابل، برخی بازیکنان جوان با انگیزه بالا تلاش کردند و میتوانند سرمایه باشگاه برای آینده باشند که کمتر به این بازیکنان بازی داده شد.
نمره: ۵ از ۱۰
تیمی می تواند در طول فصل موفق باشد و در فصول آینده بدرخشد
۱ : باید. ایجاد ثبات در مدیریت و کادر فنی ؛ مدیری دلسوز ؛بومی اما آشنا با فوتبال حرفه ای؛ مقتدر؛ شناخت کافی با افرادی که وارد باشگاه می شوند علم ورزش داشته باشند و هر چند ماه خروجی مثبت داشته باشند.
۲. تدوین برنامه سهساله برای باشگاه ؛ برنامه هایی که هر سال ارزیابی شود که هدفی که در پیش رو داشتند در حال عملی شدن است یا بعد از سه سال بدون خروجی با بهانه های مختلف کار را کنار بگذارند و بروند.
۳. تشکیل کمیته فنی مستقل برای جذب بازیکن. در این مورد از افرادی دلسوز و باتجربه و از همه مهمتر فکر منافع شخصی خود نباشند؛اقتدار داشته باشند و جلوی ورود پسر یک مربی سر خم نکنند.
۴. توجه بیشتر به آکادمی و بازیکنان بومی. کاری که در این سالها انجام نشد و ورود بازیکنان بومی فقط در لیست قراردادها و انتشار تصاویرشان در پوستر های تبلیغاتی بوده نباشد.
۵. تقویت ارتباط با هواداران و اطلاعرسانی شفاف. مدیر یک باشگاه باید یک رسانه قوی داشته باشد و اخبار سریع و دقیق را منتشر کند و جلوی حواشی و شایعات را بگیرد تا شایعات باعث نشود تیم و باشگاه وارد حواشی و بحران ها شود . اخبار داغ و دقیق از یک رسانه با تولید محتواهاگزارش ها و تحلیل ها و مصاحبه ها می تواند حلقه ارتباط و هوادار با تیم و مردم با باشگاه نزدیک تر کند.
۶. ارزیابی عملکرد همه ارکان باشگاه بر اساس شاخصهای مشخص و قابل اندازهگیری. مدیر عامل باشگاه با تشکیل یک کمیته در بخش آقایان و بانوان در فوتبال و ورزش های دیگر مرتبط با باشگاه هر ماه برررسی و تحلیل و پیگیری کنند و اگر متوجه موضوعی بر عملکرد ضعیف باشگاه دارد سریعا رفع گردد.
جمعبندی
بحران مس رفسنجان را نمیتوان به یک فرد یا یک بخش نسبت داد. شواهد نشان میدهد مجموعهای از عوامل مدیریتی، فنی و اجرایی در کنار عملکرد داخل زمین، شرایط دشوار این فصل را رقم زده است. خروج از این وضعیت نیز نیازمند اصلاحات ساختاری، ثبات در تصمیمگیری و برنامهریزی بلندمدت است.
در عین حال، برای قضاوت منصفانه درباره عملکرد اشخاص، لازم است گزارشهای مالی، تصمیمات داخلی باشگاه و توضیحات مدیران نیز مورد توجه قرار گیرد تا تصویری کامل و متوازن از عملکرد فصل ارائه شود.



