مدیرضعیف کیست؟؟؟
به گزارش سازش خبر؛ در گذشته مدیریت کردن در سختگیری و بداخلاقی با کارمندان و اطرافیان و ارباب رجوع تعریف میشد و اصلا به هیچ وجه نقد پذیر نبودند و با کوچکترین نقد بجای حل مشکل سریعا منتقد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تهدید و بایکوت می کردند. اشتباهی که بسیاری از مدیران جوان بی تخصص مرتکب میشوند. ولی امروزه این روش منسوخ شده و از ویژگیهای مدیران ضعیف محسوب میشود.
یک مدیر ضعیف به گونهای رفتار میکند تا خود را قدرتمند نشان دهد و به همه ثابت کند که حرف اول و آخر را او میزند. آنها خودشان فکر میکنند مدیران بسیار خوبی هستند اما نه تنها که این گونه نیست، بلکه کارکنان آنها نیز از ترس و اجبار کار خواهند کرد که این روش بعد از مدتی عملکرد کارکنان را کاهش میدهد و همان کارکنان برعلیه همان مدیر کودتا به صورت غیرمستقیم کودتا می کنند و در خفا با مدیران ارشد ارتباط می گیرند و کاری می کنند وقتی روز بعد صبح زود مدیر به محل کارش می رود می بیند حکم اخراجش را شبانه بدون اطلاعش امضا کردند و مدیر جدید را جایگزینش کردند.
در ادامه برای شما چند ویژگی از مدیران ضعیف آماده کردهایم تا با آنها آشنا شوید.
مشاوره گرفتن از افراد منفعت طلب و ضعیف و عقده ای
یک مدیر خوب باید اول یک شخصیت شناس خوب باشد تا افراد اطراف خودش را بهتر و بیشتر بشناسد چه کسانی دلسوزواقعی هستند و میخواهند باعث ارتقا درجه آن مدیر و مجموعه شوندو چه کسانی به ظاهر دلسوز اما منفعت طلب هستند. و کمکم صندلی مدیریت را ضعیف و در آخر همه مشکلات و ضررها گردن آنمدیر می اندازند و در خفا همان افراد منفعت طلب لحظه شماری می کنند برای رسیدن جایگاه آن مدیر.
یک مدیر خوب تنهایی نمی تواند به همه امور رسیدگی کنند و باید در چارت مدیریتی خود مشاورانی داشته باشد مشاورانی متخصص و دلسوز که هر مشاور مسئولیت کار خود را به نحو احسنت انجام دهد و با مدیر در میان بگذارد اما اگر در کنار همان مدیر مشاوران منفعت طلب و یا کسانی که قبلا کاخی را به خرابه تبدیل کردند استفاده کند خیلی سریع آن مجموعه متضرر و آن مدیر صندلی مدیریت را سریعا از دست می دهد واز همه مهمتر در کارنامه کاریش به عنوان یک مدیر ضعیف ثبت می شود و آینده شغلی خود را به خطر می اندازد.
به دنبال مقصر میگردند
یک مدیر ضعیف دائما از زیر مشکلات در میرود و فقط به دنبال یک مقصر برای مواخذه کردن میگردد. آنها نه به دنبال حل مسئله میگردند و نه علت مشکلات مجموعه را ریشهیابی میکنند بلکه فقط به دنبال یک کارمند برای بازپرسی کردن هستند.
اهل عذرخواهی کردن نیستند
مدیران ضعیف اشتباههات خود را قبول نمیکنند و اصلا بابت اشتباهی که مرتکب شدند از دیگران عذرخواهی نمیکنند. این دست از رفتارها نشانه اعتماد به نفس ضعیف مدیران است. چرا که مدیران توانا برای خود احتمال ایجاد اشتباه را میبینند. و نه تنها که اشتباه خود را میپذیرند بلکه سعی میکنند تا از آن درس عبرت بگیرند.
هرگز نمیگویند که نمیدانم
آنها میخواهند خود را واقف بر همهی امور نشان دهند و از گفتن «نمیدانم» هراس عجیبی دارند و فکر میکنند اگر از واژه «نمیدانم» استفاده کنند، باعث میشود تا دیگر کارکنان از او تبعیت نکنند.
به یادگیری اهمیت نمیدهند
یک مدیر ضعیف، خود را نمونه بارز از یک مدیر کامل میداند و اصلا نیاز نمیبیند که در زمینه کاری و یا غیره هیچ مطالعهای داشته باشد. نداشتن مطالعه در حوزه کار باعث میشود شما از جدید ترین اخبار حوزه کار خود عقب بمانید. از این رو مطالعه برای هر مدیری یک امر ضروری است.
آنها بدقول هستند
مدیران ضعیف ارزشی برای حرف خود قائل نیستند و دائما امروز و فردا میکنند. از این رو هیچ یک از کارکنان و همکارانش به او اعتماد ندارند. بدقولی در زندگی عادی فاجعههای بسیاری دارد، اما در زمینه مدیریت، این فاجعه دو چندان میشود و باعث از دست دادن اعتبار و آینده شغلیش میشود.
ارتباط اجتماعی ضعیف دارند
یک مدیر باید بتواند مهارتهای اجتماعی خود را تقویت کند. این مهارتها صرفا به مهارتهای کلامی و شنیداری محدود نمیشوند بلکه مهارتهای ارتباط با افراد سالم و فنی نیز جزء ارتباط اجتماعی محسوب میشوند. تصور کنید یک مدیر که چندین مسئولیت را داشته حالا ازافرادی مشاوره بگیرد که خودشان در زمان مدیریت هرجا که بودند خرابی به بار آوردند نام این افراد ضعیف به گوش مردم و کارکنان می رسد باعث تعجب افراد می شود و این مدیر وِجهی خود را از دست بدهید.
پذیرای هیچگونه انتقادی نیستند
مدیران ضعیف به کسی اجازه انتقاد از کارشان را نمیدهند و تحمل انتقادها و نظرات دیگران را ندارند. بجای حل مشکل بدنبال راهی حتی با تهدید برای بستن دهان منتقدان است چه مستقیم چه غیرمستقیم .
اما مدیران موفق از انتقادها به نفع خود استفاده میکنند و سعی میکنند تا بر روی عیبهای خود کار کنند تا در آینده در مدیریت بهتر عمل کنند.
نمیتوانم کاری برایتان انجام دهم، تصمیم گرفته شده است/ از پارتی بازی بی اطلاعم!!!
حتما قبلا این جمله را زیاد شنیدهاید: بله، میدانم من مدیر هستم، اما من نمیتوانم کاری کنم. من فقط مطابق با دستورالعملهای داده شده رفتار میکنم، چون من برای هیچ شخصی از قدرت سیاسی استفاده نمیکنم، حتی برای خودم!!! اما وقتی مدتی می گذرد متوجه می شونددر خفا با پارتی بازی دوست و آشنا وهمشهری ها و رفقای دوران مدرسه و دانشگاه و… را به مجموعه اضافه کرده و در پاسخ سوال ادعا می کند نمی دانم… کی؟کجا؟ من بی اطلاعم این دروغگویی ها باعث بی اعتباری به شخصیت و صحبت های مدیر و ناراحتی مجموعه می شود و معترضان به مدیران ارشد اطلاع می دهند و این پارتی بازی باعث نقطه ضعف و بی آبرویی مدیر و در روز های بعد باعث اخراجش می شود



