مس سرچشمه رفسنجان؛ ثروت برای صنعت، سهم ورزش برای «کاسه گدایی»؟
از دل رفسنجان مس استخراج میشود، اما ورزشکار رفسنجانی هنوز برای بودجه باید چشم به تصمیمهای تهران بدوزد!
سازش خبر / مجتبی نقی زاده
مسئله فقط یک باشگاه فوتبال یا یک تیم والیبال نیست؛ مسئله، جایگاه ورزش رفسنجان در ساختار اقتصادی و مدیریتی مجموعهای است که بخش مهمی از فعالیتهای معدنی و صنعتی آن با نام و جغرافیای این منطقه گره خورده است.
سالهاست ورزش رفسنجان با باشگاههای مس شناخته میشود؛ باشگاههایی که در رشتههای مختلف، هزاران ورزشکار، مربی، داور و خانواده را درگیر خود کردهاند. اما هر بار که بحث بودجه، ، بدهی، قرارداد بازیکنان یا ادامه فعالیت تیمها مطرح میشود، یک سؤال اساسی دوباره روی میز میآید:
چرا ورزش رفسنجان، با وجود ظرفیت اقتصادی عظیم صنعت مس، همچنان با بحران بودجه و بیثباتی دستوپنجه نرم میکند؟
مسئلهای که امروز باید از مدیران شرکت ملی صنایع مس ایران پرسید، صرفاً «چقدر پول به باشگاه میدهید؟» و این بودجه بر چه معیاری تدوین می شود ؟ چرا بودجه باشگاه مس رفسنجان که در ۵۰ کیلومتری معدن مس است باید به باشگاه مس کرمان که اصلا معدنی ندارد و مردمش از آلایندگی مس سرچشمه رفسنجان هیچ سهمی ندارد یکسان است؟منطق تخصیص منابع به ورزش مناطق مسخیز چیست و سهم واقعی رفسنجان بر چه اساسی تعیین میشود؟
ثروت مس کجاست و سهم ورزش کجاست؟
رفسنجان سالهاست با صنعت مس شناخته میشود و فعالیتهای معدنی و صنعتی این مجموعه، بخشی جداییناپذیر از اقتصاد منطقه محسوب میشود.
اما در طرف دیگر ماجرا، ورزشکار رفسنجانی قرار دارد؛ ورزشکاری که برای ادامه فعالیت حرفهای خود به بودجه باشگاه وابسته است و باشگاه نیز برای تأمین منابع مالی، منتظر تصمیمهای مدیریتی در سطوح بالاتر میماند.!!!
این تناقض نیازمند پاسخ روشن است:
آیا سهم ورزش رفسنجان از منابع و مسئولیتهای اجتماعی صنعت مس متناسب با جایگاه این منطقه تعیین میشود یا صرفاً بر اساس تصمیمات متمرکز شرکت؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا هر سال شاهد نگرانی درباره بودجه تیمها، قرارداد بازیکنان، بدهیها، هزینههای جاری و آینده رشتههای ورزشی هستیم؟
و اگر پاسخ منفی است، مردم و ورزشکاران رفسنجان حق دارند بدانند فرمول واقعی تعیین سهم این شهر چیست؟
چرا نسخه ورزش رفسنجان در تهران نوشته میشود؟
یکی از جدیترین پرسشها، مسئله تمرکز تصمیمگیری است.
باشگاهی که هزاران ورزشکار، مربی و هوادار آن در رفسنجان حضور دارند، چرا باید در مهمترین مسائل خود تا این اندازه به تصمیمهای خارج از شهرستان وابسته باشد؟
بودجه باشگاه، ساختار مدیریتی، انتخاب مدیرعامل، ترکیب هیأتمدیره و حتی سرنوشت برخی تیمها، مسائلی نیستند که آثارشان در تهران دیده شود؛ آثار این تصمیمات مستقیماً در رفسنجان دیده میشود.
وقتی یک تصمیم مدیریتی اشتباه گرفته میشود، این مردم رفسنجان هستند که تبعات آن را میبینند.
وقتی بودجه کاهش پیدا میکند، ورزش رفسنجان متضرر میشود.
وقتی یک تیم منحل یا تضعیف میشود، جوان رفسنجانی فرصت ورزشی خود را از دست میدهد.
پس سؤال روشن است:
چرا اختیار تصمیمگیری تا این اندازه از محل فعالیت باشگاه فاصله دارد؟
آیا نمیتوان بخش قابلتوجهی از اختیارات مدیریتی و مالی باشگاههای مس را به مجتمعهای مربوطه و مدیریت محلی واگذار کرد تا تصمیمها با شناخت دقیقتری از ظرفیتها و نیازهای منطقه اتخاذ شود؟
مسئولیت اجتماعی فقط یک عنوان در گزارشهای سالانه نیست
مسئولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ صنعتی، زمانی معنا پیدا میکند که مردم منطقه آثار آن را در زندگی روزمره خود ببینند.
ورزش یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد نشاط اجتماعی، سلامت جوانان، کاهش آسیبهای اجتماعی و شناسایی استعدادهاست.
بنابراین اگر صنعت مس از مسئولیت اجتماعی سخن میگوید، باید پرسید:
سهم ورزش حرفهای، پایه و استعدادیابی رفسنجان از این مسئولیت اجتماعی دقیقاً چقدر است؟
آیا حمایت از ورزش باید فقط در شرایطی انجام شود که باشگاه دچار بحران شده است؟
آیا منطقی است ابتدا مشکلات مالی ایجاد شود و سپس برای حل بحران، جلسه پشت جلسه برگزار شود؟
چرا یک باشگاه با این سابقه باید هر فصل نگران تأمین هزینههای ابتدایی فعالیت خود باشد؟
ورزش حرفهای برنامهریزی بلندمدت میخواهد؛ نه بودجههای قطرهچکانی و تصمیمهای مقطعی.
چرا بودجهها با واقعیت اقتصادی روز هماهنگ نیست؟
یکی دیگر از پرسشهای جدی، فاصله میان بودجههای مصوب و واقعیت اقتصادی ورزش است.
هزینه بازیکن، مربی، هتل، سفر، تجهیزات، پزشکی ورزشی، اجاره اماکن و سایر هزینههای باشگاه در سالهای اخیر بهشدت افزایش یافته است.
بنابراین اگر بودجه باشگاه بدون درنظرگرفتن تورم و افزایش هزینهها ثابت بماند، نتیجه از قبل مشخص است:
کسری بودجه، بدهی، بحران، نارضایتی و در نهایت آسیب به اعتبار باشگاه.
مدیران شرکت مس باید پاسخ دهند که بودجه باشگاههای ورزشی با چه شاخصهایی تعیین میشود و آیا افزایش واقعی هزینههای ورزش حرفهای در محاسبات آنها لحاظ میشود یا خیر.
چند سؤال که مدیران مس و مسئولان رفسنجان باید پاسخ دهند
۱. فرمول تعیین بودجه باشگاه مس رفسنجان چیست؟
۲. سهم ورزش رفسنجان از مسئولیتهای اجتماعی شرکت مس دقیقاً چه میزان است؟
۳. چرا تصمیمهای کلان باشگاه تا این اندازه متمرکز و خارج از رفسنجان اتخاذ میشود؟
۴. آیا امکان افزایش اختیار مجتمع مس مربوطه در مدیریت باشگاه وجود ندارد؟
۵. چرا تیمهای مختلف باشگاه مس رفسنجان در مقاطع مختلف با مشکل بودجه مواجه میشوند؟
۶. آیا بودجه سالانه باشگاه متناسب با افزایش هزینهها و تورم واقعی ورزش محاسبه میشود؟
۷. معیار تقسیم منابع ورزشی میان باشگاههای مس در مناطق مختلف چیست؟
۸. چرا ورزشکاران رفسنجانی باید هزینه تصمیمهای مدیریتی اشتباه را پرداخت کنند؟
۹. مسئولان شهرستان و استان برای تثبیت سهم ورزش رفسنجان از منابع شرکت مس چه مطالبه مشخصی داشتهاند؟
۱۰. آیا وقت آن نرسیده است که درباره ساختار اداره باشگاه مس رفسنجان و میزان اختیارات مدیریت محلی بازنگری شود؟
مطالبه رفسنجان؛ پول بیشتر یا حق تصمیمگیری؟
مسئله را نباید صرفاً به افزایش بودجه تقلیل داد.
رفسنجان به یک مدل پایدار مدیریتی و مالی برای ورزش خود نیاز دارد.
مدلی که در آن باشگاه هر سال با نگرانی درباره بودجه مواجه نباشد؛ تیمها قربانی تصمیمهای مقطعی نشوند؛ مدیرعامل برای تأمین هزینههای جاری درگیر بحران نباشد و ورزشکار نداند فصل آینده سرنوشت تیمش چه خواهد شد.
رفسنجان به جای «کاسه گدایی بودجه»، نیازمند حق روشن، شفاف و قابلمحاسبه و انتصاب یک مدیرعانل بومی و متخصص است.
اگر قرار است صنعت مس از ظرفیتهای اقتصادی این منطقه بهره ببرد، باید درباره آثار اجتماعی و مسئولیتهای اجتماعی آن نیز گفتوگویی شفاف شکل بگیرد.
جمعبندی؛ مس فقط یک معدن نیست، یک مسئولیت هم هست
سازش خبر معتقد است مطالبه سهم عادلانه ورزش رفسنجان از ظرفیتهای اقتصادی منطقه، مطالبهای است که باید با عدد، سند و پاسخ روشن مسئولان دنبال شود.
نه ورزشکار رفسنجانی باید قربانی اختلافات مدیریتی شود، نه هوادار باید هر فصل نگران آینده تیم شهرش باشد و نه باشگاه باید برای تأمین هزینههای ضروری، گرفتار بحرانهای تکراری شود.
اکنون توپ در زمین مدیران شرکت ملی صنایع مس ایران و مسئولان رفسنجان است.
اگر بودجه باشگاه کافی است، ارقام و سازوکار تخصیص منابع را شفاف اعلام کنند.
اگر کافی نیست، توضیح دهند چرا.
اگر مسئولیت اجتماعی وجود دارد، سهم ورزش رفسنجان را شفاف کنند.
و اگر قرار است درباره آینده ورزش این شهر تصمیم گرفته شود، چرا صدای رفسنجان نباید در اتاق تصمیمگیری شنیده شود؟
رفسنجان فقط محل فعالیت صنعتی نیست؛ این شهر، ورزشکار، استعداد، هوادار و نسلی جوان دارد که حق دارد از امکانات ورزشی پایدار برخوردار باشد.
مطالبه امروز رفسنجان یک سؤال ساده است:
«از ثروتی که در کنار مردم این شهر تولید میشود، سهم ورزش و جوانان رفسنجان دقیقاً کجاست؟»
سازش خبر ـ رسانه مطالبهگر رفسنجان



